مصطفى النوراني الاردبيلي
624
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
توضيح بحث : در بالا اسمهاى ذراريح كه در طب شرقى استعمال مىشود مرقوم است اسم ذراريح را كه در طب اروپا استعمال مىشود در لاتين : cantheris و در انگليسى : spanish fly lytta مىگويند . در يونانى آن را فنطريس ، كنتريس ، قنقاريداس و در فارسى سن ، سين ، شنكرن و در سنسكريت : چهاليكاماكشى و سنگده ماشى مىگويند . « 1 » ذراريح گرم و خشك است اندر آخر درجه دوم ، تيز است و فتّال ، گر و خارش را منفعت دهد و شپش بكشد و برص را سود كند چون با سركه بر آن طلا كنى و اندكى از او اندر آن داروهايى كنند كه ادرار البول آرد تا آن را به مثانه رساند و چون بسيار خورند از آن مثانه گرداند و خون بسر قضيب بيارد به افراط و باشد كه بكشد و كورك مرده را بياورد نيز و مضرتش به مثانه است و اصلاحش كتيراست . « 1 » اردو : كان ترادييم . ذراريح ، الاكلنگ ، نوعى حشره غيره گياهى است . روايت از جابر بن حيان : ذراريح به فتح ذال معجمه و الف و كسر را محمله ثانى و سكون ياء تحتانى و حاء مهمله جمع ذراح است و بعضى ذراج گفتهاند . به يونانى : ذوبايان و قنيراس و تركى الاكلنگ و به ديلمى : دارساس و به فارسى شنكرن و به اصفهانى سين مىنامند و در انگليسى : بلرنگ و به هندى : تيلن مىگويند و به نام الى كوچك مشهور و آن كرمى است سرخ با نقطههاى سياه و زرد و يا مرقشى و ذى سميت و دو نوع مىباشد بزرگ آن به قدر زنبور و كوچك آن از مگس بزرگتر و پهن و بدبو . برنبات تازه مىنشيند و در آنها تكون مىيابد و مىگويند اكثر در بهار پرنبات باقلا و گندم ظاهر مىشود و آن را به يونانى ساريدس مىگويند و آنكه در نبات باقلا پيدا مىشود آن را به يونانى : بوسطى مىنامند و
--> ( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 79 . ( 1 ) - روضه الانس و منفعة النفس ، ص 160 .